بزرگِ خاندان، نذری داشته که تداوم یافته تا حالا. هرکدام از دختران و پسران که ازدواج میکنند مشمولش میشوند. هر جای دنیا هم که باشند توفیری ندارد؛ یا خودش یا پولِ قربانی را میفرستند. امسال 64گوسفند، آبگوشتِ نذری میشود توی سفرهی خانوادهها و عزاداران. پیامک میدهم: «سر دیگِ ...ها را که باز میکنید، برای یک جوانِ بیآرزو هم دعا بفرمایید.» میفرماید: «...دارد عکس میگیرد، همراه با ناهار فردایِ بام که آبگوشت است.»
دعوتنامه که شاخ و دُم ندارد. دارد؟!

هشت سالی میشد که بیخبر بودم از پیرمرد. صدای دورگه و زنگدارش توی گوشی هم طنین خودش را دارد: «تازه فهمیدهام کجایی! میخواهم متنی را که برای وداد نوشتهام برایت بخوانم.»